دلنوشته شماره 5
دوشنبه 23 دی 1398 ساعت 09:24 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر زینب | ( نظرات )
"بعد از هر سختی آسانیست"



ان مع العصر یسرا 
همانا بعد از هر سختی آسانیست

من بعداز خداوند به کمک و یاری ائمه خیلی اعتقاد دارم و همیشه فکر میکردم که روزی امام حسین شفیع من میشود و من هم رنگ خوشبختی و آرامش را در زندگی ام میبینم نگو که خداوند حسین نام دیگری که او هم ادامه دهنده راه ائمه هست را سر راه من قرار داد تا زندگی ام را سراسر شوق و امید کند حتی عشقم به خداوند و ائمه بیشتر از قبل شود .
با آموزشهای این بزرگوار و خانواده عزیزشان و کمکهای راهنمایم راه درست زندگی کردن را آموختم .همیشه گذشته ام برایم مثل کابوس بود و هر وقت به گذشته فکر میکردم عصبی میشدم و حالم دگرگون میشد ولی بعد از این آموزشها این گذشته تلخ برایم مثل یک درس شد و همین اعتیاد مسافرم که آ نرا کابوس زندگی ام میدانستم باعث شد دفتر جدیدی را در زندگی ام باز کنم و قصه ای تازه بنویسم .قصه ای که دیگر در آن از تاریکی و ظلمت و حسادت و کینه و ترس خبری نبود و همه جا سراسر نور بود و روشنایی و امید و شجاعت و ایمان و مهمتر از همه اینکه نام همسفر بر من نهاده شد که با این نام ورق برگشت و سفری آغاز شد که با همه سفرها فرق میکرد .در این سفر من و مسافران پابه پای هم ودر کنار هم حرکت کردیم چون فهمیده بودیم که در سکون زایشی نیست و با حرکت راه نمایان میشود .من و او با هم پرواز میکردیم آن هم با دوبال .ما قبلا حتی حرف یکدیگر را متوجه نمی شدیم و همیشه آخر صحبت ما به مشاجره ختم میشد ولی با ورود به این مکان مقدس و گرفتن آموزشها حرف هایمان همسو شدند .

هر چند این سفر سختی هایی  را هم به همراه داشت و نیروهای منفی از هر طرف به ما حمله میکردند ولی من به عنوان یک همسفر به خودم قول داده بودم که در دفتر جدید زندگی ام هیچ وقت جا نزنم و مقاوم باشم و اگر شیطان به زیباترین شکل هم بیاید تسلیمش نشوم. اگر با آموزش پیش بروم و تک به تک وادی ها را با تمام وجود درک کنم و کاربردی کنم حتما این راه دشوار برایم آسان و شیرین خواهد شد چون میدانم انتهای این راه به ناکجاآباد ختم نمیشود بلکه به سرزمینی ختم میشود که فقط نور هست و روشنایی .
در این آموزشهای که یاد میگیریم چطور مقاومت کنم‌ و راه حل منطقی برای مشکلات پیدا کنم بدون اینکه کسی را مقصر بدانم و تکنیکهای را  فرا گرفتم تا بتوانم به نیروهای منفی جاخالی دهم و پیوندهای نامیمون را یکی یکی از خودم جدا کنم و با پالایش  و قدم در صراط مستقیم برای رسیدن به فرمان عقل یا همان شو شود تلاش کنم .
من در این سفر آموزگارانی داشتم که برایم الهام بخش امید بودند و تخیل مرا روشن کردند و عشق یادگیری را به من تزریق نمودند و تمام حکمت انسانی که صبر و شکیبایی و امید بود را به من آموختند و از همه مهمتر لیاقت خدمت کردن را به من هدیه دادند .
اگر امروز در آرامش و به اطرافم با دید مثبت می نگرم و سعی میکنم ببخشم و بدون چشم داشت کمک کنم همه اش را مدیون مسافرم هستم که اگر مسافری نباشد همسفر ی هم نیست و آموزشی هم وجود ندارد.مسافر عزیزم ممنون که هستی و عاشقانه دوستت دارم .در آخر این هفته به یاد ماندنی را به تمام همسفران و اولین همسفر کنگره سرکار خانم آنی و دختران مهربان و استاد امین تبریک میگویم و همچنین از 
راهنمای عزیزم که برای این حال خوشم زحمت کشیدند تشکر میکنم و برای همه آرزوی موفقیت میکنم. 
خدایا شکر بابت این همه لطف .
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فاطمه لژیون سوم پنجشنبه 26 دی 1398 09:49 ق.ظ
موفق باشید
مسافرحمیدبهشهر سه شنبه 24 دی 1398 09:42 ق.ظ
جشن برشمامبارکباد
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic