مقاله شماره4- نقش همسفر
شنبه 18 آذر 1396 ساعت 08:59 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر فاطمه | ( نظرات )



از معنی وازه همسفر مشخص است که همراه کسی باشی. از اول زندگی مشترک همسفر مسافرم بودم ، اما همسفر بودن در کنگره با همسفر بودن در مکانها و زمانهای دیگر فرق می کند . در ابتدا فقط نام همسفر را یدک می کشیدم ، خودم را همسفر معرفی میکردم ، ولی به بطن موضوع توجه نداشتم.فکر میکردم دارم آموزش میبینم و آموخته هایم را کاربردی میکنم.اما اینطور نبود.
اما تا چند ماه پیش متوجه شدم که مسافر و همسفر مثل دو کفۀ ترازو هستند، اگر یک کفه سنگین تر باشد تعادل بهم میخورد.آموزشهای دو کفه باید برابر باشد آگر مسافر آموزش ببیند و همسفر آموزش نداشته باشد تعادل بهم میخورد،و اول زندگی بله را گفتم که شریک غم و شادیهایش باشم ، همیشه در ناامیدی این مطلب را به خودم یادآوری میکردم ، ولی راه او از راه من جدا بود و به طرف تاریکی میرفت ، منهم به ناچار به دنبال او به طرف تاریکی میرفتم  و خودم هم متوجه نبودم که با او هم حس شده ام. میدانستم راهش اشتباه است ولی کاری از دستم بر نمی آمد . بار زندگی و مسؤلیت را بر دوش میکشیدم و احساس رنج وفشار زیادی میکردم ولی کسی نبود که تکیه گاه وآرام بخش من باشد.همیشه سعی میکردم که دیگران متوجه اعتیاد او نشوند و با سیلی صورت خود را سرخ میکردم، اما از درون فرسوده شده بودم .
با شنیدن نام کنگره نور امیدی در دلم روشن شد ، چندین سال بود چنین حسی را تجربه نکرده بودم . مسافرم به کنگره آمد ولی من در حکم نگهبان او بودم که در کلاسها شرکت میکند یا نه ؟دارویش را به موقع مصرف میکند یا نه؟اول به خاطر همراهی مسافرم به کنگره می امدم اما به مرور زمان زمزمه های راهنمایم تلنگری زد که به خاطر مسافرتان نیایید ، به خاطر خودتان بیایید تا ترکش های اعتیاد که به شما اصابت کرده را درمان کنید.ولی با خودم میگفتم باید با خودم رو راست باشم فقط به خاطر درمان مسافرم دارم می اییم ، او خوب شود دیگر هیچ چیزی نمیخواهم.اما با گذشت چندین ماه آموزش متوجه شدم که باید حساب خودم را با خودم تسویه کنم ، آسیب ها وتخریب ها یی که به خودم وارد کردم را جبران کنم ، جسم وروانم بیشتر از مسافرم آسیب دیده و با این کشتی شکسته چگونه میتوانم مسافرم را تا ساحل همراهی کنم.
کم کم جایگاه خودم را به عنوان همسفر متوجه شدم که وظیفه مهمی بر عهده دارم ، باید وقت بگذارم آموزش ببینم و آموزشها را کاربردی کنم وبال پرواز مسافرم باشم. همسفر واژه مقدسی است که میتواند در مقام مادر ، پدر ، همسر، فرزند ظاهر شود و فهمیدم اگر خودم را دوست داشته باشم و برای خودم ارزش و احترام قائل باشم میتوانم مسافرم را دوست داشته باشم واحترام بگذارم . افکارم را از نفرت ، خشم ، کینه  و انتقام خالی کنم و جا برای عشق و محبت و خدمت باز کنم.همسفر جایگاه بالایی دارد ، امید وارم  به شان و ارزش واقعی آن پی ببریم و در حفظ وارتقای این جایگاه کوشا باشم.
با تشکر از بنیان کنگره 60 و خانواده محترمشان و راهنمای عزیزم که چنین بستری فراهم نمودند که ما همسفران با آموزش و خدمت به دیگران به حال خوش برسیم.
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic